تبليغاتX
All things
ADS
 

 

لينكستان
 
خفن ترین وبلاگ جهان
عکس های خفن ايرانی
عکس های خفن ايرانی
nokia70
عجيب ترين نرم افزار ها
عجيب ترين نرم افزار ها
عکساي جديد يانگوم فقط در اينجا
عکس بازيگران هاليوود
كليپ‌هاي خفن موبايل
جديد ترين برنامه ها در دانلودستان
دانلود فیلم های روز جهان
تا دلت بخواد عکس داره
1500كليپ جالب موبايل
سایت تخصصی موبایل
ღ♥ღ .:جورباجور2:. ღ♥ღ
گالری عکس و مطالب متنوع
خفن ترين گالری عکس
کرم کامپیوتر
كليپ های ناز و دیدنی موبايل
The Best Free Download
بی نظیر ترین عکسها
جدیدترین موزیک ها عکسهای بازيگران برنامه های موبايل
سایت تخصصی موبایل
بی نظـيـر تـريـن عکـس ها و فلـش ها و اس ام اس ها
/http://big.blogfa.com

Far30Mobile
SHophaa
مرجع عکس و مدل

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:  All things   در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد
 

جستجو
 

Google
  
  
     در كل اينترنت
    در این وبلاگ

 

ADS
 
 

آمار وبلاگ
 

جهت حمايت از ميرحسين موسوي كليك كنيد
 

ADS
   

عالم برزخ در همين دنيا
شايد اين سوال براي شما هم مطرح باشد که مکان عالم برزخ کجاست؟ در زمين؟ در آسمان؟ کجا؟

برزخ

در پاسخ مي‌گوييم عالم برزخ در ملکوت همين دنياست يعني حقيقت و باطن دنياست زيرا اين عالم دو روي دارد يک طرف بروني و ديگر طرف دروني همانطوري که بدن انسان نيز دو جنبه دارد يکي جنبه ظاهري که هيکل آدمي است و ديگري جنبه باطني که همان بدن مثالي و روح حيواني است. وقتي چشم و گوش ظاهري انسان بسته شد از طريق چشم و گوش باطني مي‌تواند حقايق عالم برزخ را مشاهده نمايد مثل موقعي که شخص خواب است با اين که حواس او از کار افتاده اما باز هم مي‌بيند و مي‌شنود پس عالم برزخ در همين دنياست اما در روايات زيادي وارد شده که ارواح مومنين در وادي السلام جمع مي‌شوند که سرزميني است در نجف اشرف که وادي ولايت است در پشت کوفه چون قبل از دفن جسد مطهر علي (ع) در نجف اشرف شهري نبوده است بلکه بياباني بوده يک فرسنگ از کوفه دورتر لذا نجف را ظَهر کوفه مي‌گويند.

از برخي آيات استفاده مي‌شود که مکان بهشت و جهنم برزخي در روي همين زمين است مثلاً در آيه‌اي آمده است که: النّارْ يْعًرُضُونُ عُلَيًها غُدْواً وُ عُشِياً عذاب ناراحت کننده آتش هر بامداد و شامگاه بر فرعونيان عرضه مي‌شود (1) انسان در عالم خواب صورت دارد، وزن و سنگيني ندارد و عالمي که در آن حرکت مي‌کند از اين سنخ است لذا از بالاي بلندي سقوط مي‌کند به زمين نمي‌خورد و يا گاهي مانند فرشته سبکبال در فضا پرواز مي‌کند، اوج و حضيض دارد، به دورترين نقاط سفر مي‌کند.

هر چيزي حتي ساختمانها و انسانها و حيوانها يک صورت ظاهري و مادي دارند و يک صورت باطني و ملکوتي. مکه‌اي که انسان زيارت مي‌کند صورت برزخي کعبه است که مادي نيست ولي صورتش عين مکه است.

در تفسير آيه فوق امام صادق (ع) مي‌فرمايد: اين در دنيا قبل از روز قيامت است زيرا آتش قيامت صبح و شام ندارد سپس فرمود: اگر آنها در قيامت تنها صبح و شام در آتش دوزخ عذاب شوند در ميان اين دو بايد سعادتمند باشند چنين نيست اين مربوط به برزخ است پيش از روز قيامت (2) و شب و روز و صبح و عصر آنها به تناسب صبح و شام دنياست. در باره نعمت هم مي‌فرمايد: "و لَهُم رِزقُهم فيها بُکرَة و عَشيا"؛ روزي آنها بدون هيچ گونه رنجي شب و روز به آنها مي‌رسد (3) از بامداد و شامگاه فهميده مي‌شود که برزخ در روي زمين است بنابراين زندگي برزخي به تناسب روح و جسم برزخي ظهور پيدا مي‌کند مادامي که انسان در قالب جسم مادي است زندگي او در دنياست به مجرد اين که جسم را از دست داد زندگي برزخي او شروع مي‌شود.

حبه مي‌گويد: من با امير المومنين (ع) به سوي ظَهر کوفه از کوفه خارج شديم حضرت در قبرستان وادي السلام توقف نمود همانند کسي که در مقابل مردمي براي مکالمه ايستاده است من نيز با قيام آن حضرت ايستادم تا خسته شدم ناچار نشستم مدتي گذشت و دوباره بپا خاستم و آنقدر ايستادم که مثل بار اول دچار خستگي شدم مجدداً نشستم پس از مدتي برخاستم عبا را از دوش گرفتم و به علي (ع) عرض کردم من از اين هم سر پا ايستادن بر شما مي‌ترسم ساعتي استراحت کنيد و عباي خود را گستردم تا حضرت بنشيند حضرت فرمود: اي حبه اين قيام و توقف من چيزي جز تکلم و انس با مومن نبود عرض کردم: آيا مردگان هم با يکديگر تکلم و انس و الفت دارند؟ فرمود بلي اگر پرده در جلو ديدگان تو برداشته شود آنها را مي‌بيني که حلقه حلقه نشسته و با عمامه خود يا چيز ديگري پشت و ساقه‌هاي پاي خود را به هم بسته و بدين طريق نشسته و گفتگو دارند عرض کردم آيا آنها اجسامي هستند يا ارواحي؟ حضرت فرمود: بلکه ارواح هستند و هيچ مومني در سرزميني نمي‌ميرد مگر آنکه به روح او گفته مي‌شود که به وادي السلام ملحق شود و وادي السلام بقعه‌اي از بهشت عدن است (4) چنين برداشت مي‌شود که هر چيزي حتي ساختمانها و انسانها و حيوانها يک صورت ظاهري و مادي دارند و يک صورت باطني و ملکوتي. مکه‌اي که انسان زيارت مي‌کند صورت برزخي کعبه است که مادي نيست ولي صورتش عين مکه است.

و در بعضي روايات آمده است که در وادي ”برهوت“ روح هر کافري قرار دارد حتي در بعضي از روايات صراحت دارد که روح بعضي از مردگان به وادي السلام منتقل مي‌شود؛ وقتي سوال از آشنايي مي‌کنند وي مي‌گويد قبل از من مرده است معلوم مي‌شود به برهوت برده‌اند.

از برخي آيات استفاده مي‌شود که مکان بهشت و جهنم برزخي در روي همين زمين است

در حديثي هنگامي که از ارواح مومنين از حضرت صادق (ع) سوال شد امام فرمودند: آنها در حجره‌هايي از بهشت برزخي از طعام و شراب آن متنعم مي‌شوند و مي‌گويند پروردگارا قيامت را براي ما بر پا کن و وعده‌هايي را که به ما داده‌اي وفا نما (5) چون نعمت‌هاي برزخي محدود و اصولاً حيات برزخي شايسته اقامت دائمي نمي‌باشد بديهي است که مومنين در وادي السلام در التذاذ و مسرت بسر مي‌برند و در انتظار فرا رسيدن روز قيامت هستند اما کفار که دستشان از علم و معرفت کوتاه است در خشکزار برهوت اجتماع دارند و گذشت زمان براي آنها سخت و ناگوار است و از قيام قيامت هراسان‌اند از اين جهت در روايات مي‌خوانيم که گناهکاران همين که عذاب برزخ را مشاهده مي‌کنند مي‌گويند ربنا لا تقم لنا الساعه خدايا قيامت را براي ما بر پا مکن (6) چون مي‌دانند اين عذاب موقت و گاه و بيگاه به مراتب آسان‌تر است از عذاب دائمي و سوزان جهنم.

____________

1) سوره غافر آيه 46.

2) مجمع البيان ج 8 ص 526.

3) سوره مريم آيه 62.

4) فروع کافي ج 3 ص 243.

5) فروع کافي ج 3 ص 244.

6) نور الثقلين ج 4 ص 523.

منبع: ترسيمي از زندگي برزخي


نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

قابل توجه داوطلبان گرامي آزمون سراسري سال 1387
قابل توجه داوطلبان گرامي آزمون سراسري سال 1387

به اطلاع آندسته از داوطلبان گرامي آزمون سراسري سال 1387 که تمايل دارند از خدمات انتخاب رشته کامپيوتري و مشاوره تخصصي در زمينه انتخاب رشته استفاده نمايند، مي‌رساند:

1- وب سايت انتخاب رشته با استفاده از معتبرترين اطلاعات و داده‌هاي مربوط به پذيرفته‌شدگان آزمون سراسري سال 1387 و نيز به‌کار گيري بهترين متخصصين نرم‌افزار کامپيوتر و آزمون‌ها اقدام به طراحي، تدوين و پياده‌سازي نرم‌افزار انتخاب رشته سال 1387 جهت کمک به داوطلبان گرامي در اين راستا و تلاش به منظور شفاف سازي و رفع ابهامات موجود براي آنان نموده‌است.

2- اين شرکت از با تجربه‌ترين متخصصان و کارشناسان و مشاوران آزمون‌ها که تسلط و آگاهي کاملي بر ضوابط و شرايط آزمون سراسري، رشته‌هاي تحصيلي و دانشگاه‌ها و مناطق جغرافيايي و اقليمي کشور دارند، جهت ارائة خدمات مشاوره‌اي با لحاظ نمودن کلية علاقه‌مندي‌ها و شرايط داوطلبان، استفاده خواهد کرد.

3- داوطلبانيکه تمايل به استفاده از خدمات فوق را دارند لازم است فرم ثبت نام را تکميل نمايند. لازم به ذکر است تکميل اين فرم هيچگونه الزامي را براي داوطلبان جهت استفاده از خدمات اين سايت يا براي اين سايت جهت ارائة خدمات به داوطلبان، ايجاد نخواهد کرد.

4- خدمات اين سايت به صورت کاملاً اينترنتي به داوطلبان قابل ارائه است.

5- در صورتيکه تعدادي از داوطلبان به صورت گروهي( حداقل 20 نفر) تمايل داشته باشند يك حساب كاربري ويژه تا 20 درصد تخفيف براي انتخاب رشته در اختيار ايشان قرارداده خواهد شد.

تبصره: مشاوره در زمينه انتخاب رشته فقط به صورت اينترنتي و پس از تکميل فرم مخصوص که متعاقباً از طريق همين سايت ارائه خواهد شد، امکانپذير است.


نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

جوان ترین ومسن ترین کنکوری
جوان ترین ومسن ترین کنکوری
سازمان سنجش آموزش کشور 04/04/87
.

جوانترین داوطلب زن شرکت کننده در کنکور امسال متولد 26 دی ماه 1373 و در گروه آزمایشی فنی و ریاضی ثبت نام کرده است.

جوانترین داوطلب مرد نیز متولد 15 خردادماه 1373 است و در گروه آزمایشی علوم تجربی کنکور امسال شرکت می کند.

یک زن متولد 22 بهمن سال 1312 نیز به عنوان پیرترین زن شرکت کننده در آزمون امسال در گروه آزماشی علوم انسانی شرکت خواهد کرد.

همچنین مرد 82 ساله ای در گروه آزمایشی زبانهای خارجی به عنوان پیرترین داوطلب کنکور به رقابت با سایر داوطلبان می پردازد.

نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

کارنامه نتايج علمي داوطلبان آزمون سراسري سال 1387


d a مهمترين اخبار سازمان سنجش آموزش کشور c
کارنامه نتايج علمي داوطلبان آزمون سراسري سال 1387
براي ثبت نام اينترنتي آزمون IELTS اينجا را کليک نماييد

نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

امنیت و انرژی

امنیت و انرژی

 

امروز در دنیای مترقی، تامین انرژی و تقسیم آن در عرصه های مختلف، بیشتر از آنکه موضوعی تجاری محسوب شود امری است سیاسی با حساسیت ویژه امنیتی. بررسی چنین موضوع حساسی در قالب مقاله ای کوتاه و در خور حوصله خوانندگان محترم کاری دشوار است. انرژی مورد نیاز و قابل استفاده،  ثروتی است که عادلانه در میان ملل جهان تقسیم نشده است و هیچ کس هم مسئول این بی عدالتی نمی باشد. اما تلاش برای تهیه بیشتر و تقسیم بهینه  آن منجر به رشد حساسیتهای سیاسی و امنیتی نزد آگاهان و مرتبطین امر شد. امروز الزاماً  تحصیل انرژی بیشتر، به معنای کسب  قدرت بیشتر محسوب نمی شود و بلعکس استفاده بهینه و تقسیم هوشمندانه امکان افزایش قدرت را برای ملتها و حکومتها   فراهم می آورد.

دنیای صنعتی و مدرن، امروز بدونه اطمینان از تامین انرژِی  مورد نیاز خود ، لحظه ای در آرامش نخواهد بود و استراتژی دست یابی به انرژی از اولین وظایف رهبری سیاسی هر جامعه محسوب می شود.

ایران سرزمینی است که از حیث ازدیاد انواع  انرژیهای طبیعی  حسادت بسیاری از  دیگر ملل دنیا را برانگیخته است . این برتری استراتژیک متاسفانه هیچگاه منجر به سعادت مردم ایران نگردید و امکان برتری سیاسی و دیپلماتیک ایران را به همراه نیاورد.

امروز مردم ایران در شرایطی  مواجح با محدودیت مصرف بنزین می باشند که ایران برای اولین بار در تاریخ خود توانسته از محل فروش نفت خام  ظرف دو سال  صدوبیست میلیارد دلار درآمد کسب کند. اما آنچه که  این مقاله کوتاه در صدد است تا بیشتر به آن بپردازد عواقب مترتب از این سیاست مورد حمایت مقام رهبری است. ابتداً همانطور که همگی آگاه هستند محدودیت درعرضهء هر کالا امکان شکل گیری بازار سیاه  آن کالا را را فراهم می آورد. در بخش دیگری بنزین به عنوان سوخت اصلی ترابری سبک کشور،  رابطه ای مستقیم با هزینه حمل و نقل مسافری دارد و گرانی مرکب  را  به همراه خواهد آورد. تاثیر کمبود سوخت بر  مسافرتهای میان شهری در فصل تعطیلات امکان ورشکستگی بسیاری از مشاغل مرتبط با سفر را برای شهرهای توریست پذیر فراهم می آورد. بنزین به عنوان کالایی  ارزشمند در ساختار اقتصاد خا نوادهای  کم درآمد ایرانی، امکان سودجویی سارقان جاده ای را افزایش خواهد داد و تانکرهای حمل بنزین به عنوان هدفهای سهل الوصول و گرانبها خواهند بود که در تاریکی جادهای کشور به یغما خواهند رفت.

نیروی پلیس راه و یا حتی بسیج روستایی نمی توانند تامین جادهای طولانی کشور را به عهده بگیرند. چراکه این امر محتیاج به تجهیز دهها هزار نیروی مردمی به اسلحهء گرم می باشد واین امر خود کاری است بر خلاف امنیت حکومت.

جایگاهای  سوخت رسانی میان شهری نیز خود اهداف بی پناهی خواهند بود. تمام این وقایع امکان امنیتی شدن فضای عمومی کشور را بیشتر فراهم خواهد کرد. عدم تامین شغل جایگزین برای صدها هزار کارمند مسافرکش و پیک موتوری و آژانسهای تلفنی که همگی از اقشار مستضعف و نیازمند جامعه هستند در واقع زمینه ساز فشار روانی مضاعف  بر امنیت خانوادها و سلامت شخص نان آور می باشد. روان جامعه در مواجهه با چنین شرایطی واکنشی امنیتی خواهد بود تا بقایش را تمدید کند حتی به قیمت ناامنی بیشتر.


.:  ادامه مطلب :.
نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

seven wonders of the world
seven wonders of the world

piramids of egypt

babylon

statue of zeus

themple of artmis

halicarnassus

taj mahal

pharos of alexanderia


نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

هخامنشيان و تساهل دينى
هخامنشيان و تساهل دينى

يكى از موضوعات مناقشه برانگيز در تحقيق پيرامون عصر هخامنشى دين و آيين آنها است. آيا هخامنشيان كه درخشان ترين بخش تاريخ سياسى، اجتماعى و فرهنگى ايران را رقم زده اند در مفاهيم و مقولات دينى اعتقادى، مشكل داشته اند؟ آيا به راستى آنها نتوانسته يا نخواسته اند دين خاصى را رسميت بخشند. پاره اى از مورخان و انديشمندان، ايرانيان عصر هخامنشى را پيرو آيين مزديسنا مى دانند و برخى ديگر تساهل مذهبى را در اين دوران تائيد مى كنند. به طور كلى پيروى از فرمان اهوره مزدا _ خداى دانا و برتر _ راست كردارى و پرهيز از دروج و كثرى، خردورزى و اروندى (نيرومندى، چالاكى) از موهبت هاى الهى است كه شاهان هخامنشى همواره مردم و رعاياى خود را بدان دعوت مى نمايند. كوروش بزرگ، داريوش اول، خشايارشاه، اردشير اول در اين ميان بيش از ديگر پادشاهان به دين و مذهب توجه نشان داده اند و جملگى تساهل و مداراى دينى را پيشه خود ساخته اند. درست اين است كه آنها نسبت به آيين و رسوم همه ملت ها احترام ويژه اى قائل بودند. در اين گفتار دين و آيين هخامنشيان بررسى شده است.

در نوشته هاى يونان باستان اطلاع چندان گسترده اى درباره مقوله دين هخامنشى پيدا نمى شود و به شكل بسيار كوتاه و پراكنده به آن پرداخته اند. هرودوت و گزنفون كه نزديك ترين افراد به اين دوره در پوشش مورخ بوده اند بيشتر به اخلاق و آداب پادشاهان هخامنشى اشاره مى كنند. هرودوت آب و آتش را نزد آنها مقدس دانسته و آلودن آن را گناه مى داند و آنچه را كه در مرتبه پايين تر از اورمزد قرار مى گيرد؛ با نام مجردات ناميده و آنها را پاك و منزه و قابل پرستش مى داند به ميزانى كه نمى توان از آنان شكل و صورتى ساخت. از آنجايى كه اين مجردات داراى جايگاه ويژه نبوده اند (لامكانند) پس در همه جا قابل پرستش هستند و بايد براى آنان قربانى كرد و در هواى پاك و مكان مقدس و برتر قرار گيرند.۱ پلوتارك، كنت كورث و استرابون نيز در اين مقوله، مطالبى پراكنده ارائه داده اند.

گزنفون از سوگند كوروش كوچك به مهر (ميترا) به هنگام سخن گفتن با ليزاندر، سردار دريايى اهل اسپارت ياد كرده و كنت كورث گفته است: به هنگام عزيمت داريوش سوم از بابل به قصد اسكندر، در پيشاپيش سپاه آتش را حركت مى دادند كه گرداگرد آن را مغان گرفته بودند.۲ هرودوت از سوگند خشايارشاه به مهر = ميترا به هنگام عبور از تنگه داردانل به اروپا به قصد آتن، سخن گفته است و يا ساختن پرستشگاه براى مهر و ناهيد از سوى اردشير دوم و دعوت اين شهريار از مغان در مراسم تاج گذارى اش را يادآور شده. همه اين موارد مى رساند كه در واقع به رغم گسترش آموزه هاى مزديسنا و دين بهى (زرتشتى) نزد ايرانيان عصر هخامنشى، باور به ايزدان گوناگون با وجود اهوره مزدا = (ايزد يكتا و برتر) رواج داشته است كه اين خود گمان تساهل دينى هخامنشى را قوى تر مى سازد. پلوتارك همچنين از اقدام اردشير يكم هخامنشى در آموختن فلسفه مغانه و مزديسنا به تيمستوكلس آتنى كه به دربار او پناهنده شده بود، نام مى برد.

در ميان مورخان معاصر داخلى و خارجى نيز به اين موضوع اشاره شده است. مشيرالدوله پيرنيا نوشته است كه: «رفتار پادشاهان هخامنشى نسبت به ملل خارجه مبتنى بر تسامح و تساهل بوده چنانچه رفتار كوروش و كمبوجيه به ويژه در مصر و رفتار داريوش يكم در اين كشور را به ياد آوريم و رفتارشان با يهود، به طور كلى مى توان گفت كه در دوره هخامنشى تعصب دينى چنان كه در دوره ساسانى ديده مى شود، وجود نداشته است.»۳

رمان گيرشمن و ريچارد نلسون فراى و ديگر نويسندگان معاصر غرب نيز به تساهل مذهبى و اجتماعى هخامنشى اشاره داشته اند. گيرشمن كاربرد دين را از سوى كوروش بزرگ و داريوش داراى نقش دوگانه مى داند و مى نويسد: «نبايد فراموش كنيم كه در دوران پادشاهى كوروش سياست كاملاً با دين نزديك بود و سياست مداراى كوروش و داريوش اگر هم براساس سود شخصى بوده، با هدفى مذهبى براى يهوديان همراه است، چه نزد يهوديان البته مذهب عالى تر از موارد ديگر تلقى مى شد، هخامنشيان از لحاظ فرهنگ مادى و معنوى و معتقدات دينى، نخستين كسانى بودند كه صور و افكار گوناگون را بين شرق و غرب مبادله كردند و بدين وسيله تمدن اين دو جهان را به يكديگر نزديك و سازگارى دادند.»۴

در كتيبه هاى هخامنشى مقوله دين به دو دوره مشخص قابل تقسيم است: اول دوره اى كه به اواخر قرن پنجم پيش از ميلاد مربوط مى شود كه با وجود ياد كردن از خدايانى غير از اهورمزد عملاً جز ذكر نام اين خدا از نام ديگر خدايان نشانى نيست. دوم دوره اى است كه از عصر اردشير دوم هخامنشى فرزند داريوش دوم آغاز مى شود كه در كتيبه هاى اين دوران علاوه بر ذكر نام اهوره مزدا از مهر و ناهيد و گاه فقط از مهر نام برده شده است. در نوشتارهاى معاصر كاربرد دين به وسيله شهرياران هخامنشى را به هدف پيشبرد اغراض سياسى ذكر كرده اند. گيرشمن، وسيهوفر، ريچارد فراى، داندامايف و ... از اين دسته اند.نويسنده كتاب «ايران از آغاز تا اسلام» يادآور شده است كه: «هخامنشيان در امور دينى با ديده اغماض مى نگريستند و خود آنان هم به اين توجيه متمايل بودند. آنان عملاً به اقوام يكتاپرست _ از جمله يهوديان _ توجه داشتند.

اگر دين، جامعه و حتى دولت يهود توانست پايدار بماند و بعدها پيشرو مسيحيت شود، اين كاميابى را تا حد زيادى مديون سياست خيرخواهانه ايران هخامنشى است. دين هخامنشى در خارج از ايران هم بى تأثير نبوده است. دانشمندان برآنند كه گسترش آيين آناهيته (ناهيد) به وسيله اردشير دوم صورت گرفت و پرستش پيكره هاى او در معابد شوش، تخت جمشيد، هگمتانه، بابل، دمشق، سارديس و بلخ مى بايست به اتحاد همه اقوام شاهنشاهى زير يك آيين مشترك كه آثار آن تا مدتى دراز در ميان ملل آسياى كوچك زنده ماند، كمك كرده باشد.»۵

يوزف وسيهوفر، ريچارد فراى و برخى ديگر از نويسندگان غربى به دين و مذهب هخامنشى ديدگاه ابزارگونه سياسى دارند.

«دين هخامنشيان كه موضوع بحث فراوان قرار گرفته، به هيچ نتيجه اى فراگير كه مورد پذيرش دانشمندان باشد، نرسيده است اما از لوحه هاى گلى در بابل مى توان اين تحليل را كرد كه كمبوجيه در مصر و هم كوروش بزرگ، دين را همچون سلاحى سياسى جهت پيشبرد اهداف خود به كار مى برده اند. اين دو نفر خدايان بابل و مصر را بزرگ مى داشتند و هيچ دليلى در دست نيست كه داريوش از اين روش دست كشيده باشد ... اما بى گمان مى بايستى با توجه به گفته هاى داريوش بزرگ، اورمزد نسبت به خدايان ديگر پايه برترى داشته باشد ... هر چند كه امروزه كسى كه از دين دور باشد نمى تواند به آسانى اين امر را دريابد ...»۶در كتاب ايران باستان، وسيهوفر گفته است: «... پيداست كه هيچ زمينه اى براى فرض ما وجود ندارد كه آيين زرتشتى به عنوان يك دين رسمى و يگانه در ميان هخامنشيان وجود داشته است ...

هنگامى كه داريوش در سنگ نبشته هاى خود اهوره مزدا را خداى بزرگ با بزرگ ترين خدايان ياد مى كند و در كنار آن از خدايان ديگرى هم نام مى برد، در مى يابيم كه بى گمان آنها دينى وحدانى و يك خدايى نداشته اند، اما ما در پرسش نوع دين هخامنشى با دشوارى هاى فراوان روبه رو مى شويم. با اين حال مسلم است كه داريوش با گزينش اهوره مزادا (خداى مورد خطاب خود) به اين وسيله ضمن اعلام ايمان خويش به اين خدا، مشروعيت و پشتيبانى او را نيز براى قدرت سياسى خود به دست آورد. هر چند پاسخ به اين پرسش كه آيا او دين را ابزار سياسى قرار داده بسيار دشوار است... كوروش و خشايارشاه نيز اجازه مى دادند رعايايشان به پرستش خدايان گوناگون باور داشته باشند و حتى در اين راه از آنان حمايت هم مى كردند ...»۷

مورخان داخلى نيز در اين باره نوشتارهايى هر چند اندك به دست داده اند و نوشته اند كه: «در دولت هخامنشى مذهب نقش مهمى را ايفا مى كرد، وسعت قلمرو و اختلاف شرايط محلى در گزينش روش سياسى مذهبى تأثير فراوان داشت اما به طور كلى اين مسئله روشن نيست كه شاهان هخامنشى و ايرانيان اين دوره چه مذهبى داشته اند، از سنگ نبشته ها هم چيز زيادى در اين مورد به دست نمى آيد اما ايرانيان دوره هخامنشى اعتقاد به خداى بزرگى داشتند كه وى را اهوره مزدا (سرور دانا) مى ناميدند، ليكن بعدها مغ هاى ديگرى به ويژه پس از اردشير در رديف اين بغ بزرگ (اورمزد) قرار گرفت.»۸

در كتاب ششم پيرنيا نيز همين عقيده را دارد: ايرانيان دوره هخامنشى باور داشتند به خداى بزرگ كه او را اهوره مزادا (داناى بزرگ) مى ناميدند و پس از او به موجودات مجرد باور داشتند كه (يزت Yazat= ايزدان فرودست يا امشاسپندان (Amashasepanta) نام داشتند و ياريگر خداى بزرگ و در مرتبه پايين قرار مى گرفتند. پيرنيا مى افزايد: نگارنده اين باور را تائيد مى نمايد كه رفتار سياسى، دينى، اجتماعى، شهرياران و دولت و مردم ايران دوران هخامنشى مبتنى بر تساهل، تسامح و مدارا و احترام به حقوق و باورهاى دينى، سياسى و اجتماعى ساير قوميت ها و اديان امپراتورى و ديگر سرزمين هاى اطراف بوده است. ضمن آنكه خود در باورهايشان به خداى بزرگ در كار جهان باور داشتند و اين از رموز مهم اقتدار و توسعه سياسى، نظامى و فرهنگى آنان گشت و به راستى دوره هخامنشيان پربارترين و درخشان ترين عصر تاريخ ايران است.

تقريباً تمام پادشاهان هخامنشى اورمزد را خداى بزرگ و پشتيبان و ياريگر خود مى دانند منتها برخى از آنان در كنار نام اين ايزد از ايزدان ديگر نيز ياد مى كنند حتى از ايزدان مورد پرستش در اديان ساير اقوام . بهترين نمونه را در اين مورد كوروش انجام داد. و آن اين كه وى در فتح هر سرزمينى نخست به معبد بزرگ آن ناحيه رفته و مراسم دينى آن قوم را به جا مى آورد. مثلاً در بابل نخستين اقدام كوروش بزرگ پس از پيروزى، رفتن به معبد بزرگ و احترام نسبت به مردوك- خداى خدايان بابل- است و تمام كاميابى خود را در اين جنگ به واسطه حمايت مردوك مى داند: مردوك دست مرا گرفت و مرا پادشاه بابل كرد. داريوش نيز چنين مواردى به ثبت رسانده است وى در نامه اى به گاداتس ساتراپ خود در آسياى صغير هتك حرمت او را نسبت به آپولون- يكى از خدايان يونان باستان- به شدت مورد نكوهش قرار مى دهد.۹كمبوجيه فرزند كوروش بزرگ در فتح مصر بلافاصله به عبادتگاه پايتخت- شهر ممفيس- رفته و نسبت به گاو آپيس اداى احترام مى نمايد.

آريا رمنه و آرشام- اجداد داريوش از شاخه فرعى هخامنشى- همه آنچه را اعم از حكومت، سرزمين مردم و اسبان خوب كه دارند به واسطه عنايت و بذل و توجه اورمزد به آنها مى دانند.۱۰ خشايارشاه نيز اورمزد را خداى بزرگ ناميده و مى گويد... اگر خواهان آن هستى كه شاد و پس از مرگ به راستى پيوسته باشى، آئين مزدا را بزرگ بدار و او را پرستش كن.اردشير دوم در كنار نام اورمزد از ميثره= مهر ميترا، نام برده و فرزند او اردشير سوم (اخس) نيز بلافاصله پس از نام اومزد از ميثره ياد مى كند: مرا اورمزد و بغ ميثره نگهدار باشد.پژوهش هاى قرن اخير پيرامون كيش و آئين هخامنشيان از رويه اى ثابت پيروى نمى كند.

اميل بنونيست از نخستين افرادى است كه هخامنشيان را غير زرتشتى مى داند. ينبرگ، ويدن گرن و كويپر نيز از اين عقيده جانبدارى مى نمايند.افراد ديگر همانند لومل، تاواديا، كاى بار و زنر، مزدا پرستى هخامنشى را با آئين زرتشتى يكى دانسته و ميان آن دو تفاوت چندانى قائل نيستند. هرتسفلد و گرشوويچ، پادشاهان نخست اين سلسله را غير زرتشتى و از داريوش به بعد را پيرو آئين مزديسنا (زرتشتى) مى دانند.

دوشن گيلمن و ماريان موله، آئين هخامنشى را نوع ويژه اى از مزدا پرستى به شمار آورده اند. و بالاخره اين كه هرودوت، برديا- فرزند كوروش را سمرديس Smerdiss، و گزنفون و كتزياس او را تيناكسارس= تنوخشتده، كسى كه تنومند و بلند بالا و تجسم كلام خدايى است، خوانده اند. جملگى اين نظريات به باور هاى دينى رايج آن عصر اشاره دارند.۱۱

بحث اصلى اين است كه نام زرتشت و امشاسپندان در هيچ كدام از كتيبه هاى هخامنشى به چشم نمى خورد بنابراين، نظريه اى كه بيان مى دارد در عصر هخامنشى آئين مذهبى ويژه اى رسميت نيافت بيشتر قوت مى گيرد اما اهوره مزدا كه نامش در سرتاسر متون و حجارى هاى بازمانده از دوران باستان تا پايان عصر ساسانى به چشم مى خورد ايزد فرادست و يگانه اى است كه در تمامى ادوار كهن مورد احترام و تقديس بوده است.

اين سياست تساهل هخامنشى به طور مستقيم ريشه در اقدامات راهبردى كوروش داشت ضمن آن كه وام گيرى ايرانيان آن دوره از فرهنگ ملل مختلف را هم نبايد از نظر دور بداريم. اصولاً رفتار پارسيان نسبت به ملل مغلوب همانند كوروش، توأم با رحمت و مهربانى بود. پارسيان باستان هيچ گاه آداب و رسوم اقوام را خوار نمى شمرند.


.:  ادامه مطلب :.
نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

سد سازي از دوره هخامنشيان تا قبل از اسلام

سد سازي از دوره هخامنشيان تا قبل از اسلام
پادشاهان هخامنشي به واسطه نياز جغرافيايي كشور ايران و علاقه اي كه در گسترش و آباداني سرزمين تحت فرمانروايي از خود نشان مي دادند و در زمان امپراتوري خود سدها و بندهاي زيادي در بخش هاي جنوب غربي و جنوبي ايران ساختند. بسياري از سيستم هاي آبرساني و آبياري كه تا سال هاي متمادي نيز در ايران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ايراني است كه در زمان هاي بسيار دور تلاش نمودند تا نيازها و كمبودها را در زمينه هاي عمراني و آبادي بر طرف نمايند و آثار و شواهد آن را نيز مي توان در نقاط مختلف ايران درك نمود. علاوه بر آن بسياري از آثار به جا مانده از اين دوران ها در سرزمين هاي تابعه حكومت هاي ايران باستان نيز قابل مشاهده است.
يكي از رودخانه هايي كه از قديم به رودخانه اروند مي پيوسته است «‌دياله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدي براي آبياري ،‌از خاك و چوب بر روي اين رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال هاي آبرساني را تغذيه مي كرد. همچنين در زمان هخامنشيان اولين كوشش ها جهت سد سازي بر روي اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات اين رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نيز در زمان حكومت بابليان بر بين النهرين تمايل رود فرات نسبت به شرق بيشتر از امروز بوده و اين رود تنها داراي يك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بين سال هاي 600 ق.م تا 100 ق. م اتفاق افتاده است . چنان كه پيداست هخامنشيان سدهايي بر روي رودخانه هاي فرات و اروند ساختند و گام هايي ديگر در گسترش شبكه كانال هاي آبياري برداشتند. بدون شك هنگامي كه اسكندر مقدوني در حدود سال 400 ق. م به آنجا ها رسيد آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافي دان سده اول ميلادي يونان خبر از ويراني آنها به دست اسكندر مقدوني مي دهد. ولي واقعيت اين كه اسكندر اين سدها را ويران كرده باشد كاملا معلوم نيست چون برخي نيز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتي به حفر كانال ها و نظارت بر اين سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبياري با بهره وري از بند سازي در فرات و اروند پيرامون سده چهارم پيش از ميلاد كاملا روا بوده است و اين سيستم هاي سد بندي و آبياري بعدها در زمان ساسانيان به حد بالاي گسترش خود رسيد.
علاوه بر بندها و آبگيرهايي كه در زمان هخامنشيان بر روي رودخانه هاي اروند و فرات ساخته شد،‌در آن زمان بر روي رودخانه «‌كر »
kur در فارس نيز بندهايي براي آبياري زمين هاي پيرامون تخت جمشيد ايجاد شد. با اين كه آثاري از تمامي سدهاي ساخته شده در زمان هخامنشي ها در دست نيست، ولي برخي از بندها كه تا به امروز بر روي آن رودخانه بر جاي مانده اند داراي پايه هاي هخامنشي هستند. از جمله اين سدها « بند ناصري » است كه در 48 كيلومتري شمال غربي تخت جمشيد واقع شده است.

ابن بلخي (سده پنجم‌) سد ناصري را چنين توصيف مي كند:« در اين قسمت رودخانه در زمان هاي قديم سدي ساخته شده بود كه آب كافي را براي آبياري زمين ها تأمين مي كرده است ،‌اما در روزگاران هرج مرج كه اعراب به سرزمين ايران تاختند اين سد رو به خرابي نهاد و در تمام حوزه هاي رامجرا ( را مجرد‌) ديگر كشاورزي انجام نشد. ..»
سد ديگر بند فيض آباد نام دارد كه در حدود 48 كيلومتري شمال تخت جمشيد قرار گرفته است چنان كه گفته شده است يكي از سه بندي كه بر روي رود كر ساخته شده بوده 25 متر درازا و 25 متر بلندا داشته است.
در نزديكي شهرك «‌كوار » در جنوب شيراز سد هخامنشي ديگري به نام «بند بهمن» بر روي رودخانه « مند» بنا شده است. طول بند در حدود 100 متر و بلنداي آن حدود 25 متر مي باشد . بخش عمده اي از اين سد تا كنون از گل و لاي پر شده است.
در زمان ساسانيان و هنگام حكومت شاپور اول ، ارتش شكست خورده والرين رومي كه مركب از 70000 هفتاد هزار نفر مي شد به اسارت ايرانيان درآمد، شاپور از اين اسيران براي ساختن ساختمان هايي در ايران استفاده كرد. يكي از اين ساختمان ها «‌سد شادروان شوشتر» بر روي رودخانه كارون به شمار مي آيد . شوشتر كه در كناره شرقي كارون بر روي ساحل سنگي ساخته شده از زمان ساسانيان يكي از شهرهاي مهم بود. از زمان ايلاميان و دوران اوليه سلسله ساساني براي بالا بردن سطح آب در كارون تا به سطح شهر شوشتر سدي بر روي اين رود زده بودند.
ابن حوقل در صورة الارض راجع به شادروان شوشتر مي نويسد:
« سرزمين خوزستان در محلي مستوي و هموار قرار گرفته است و داراي آب هاي جاري است . بزرگترين رودهاي آن شوشتر است كه شاپور شادروان (سد معروف) را در دروازه شوشتر بر آن ساخت تا آب آن بالا آمد و به ثمر رسيد چه شوشتر در زمين مرتفعي قرار دارد.»
چنانكه پيداست سد اوليه بر روي كارون از لحاظ بالابردن سطح‌ آب چندان رضايت بخش نبود پس ايران رومي را براي رفع نقايص به كار گماشتند . احتمالا علاوه بر نيروي كارگري چندين مهندس نيز در سپاه روم بوده اند. گام نخست ،‌ايجاد رودخانه اي انحرافي « گرگر» بوده كه در هنگام ساختن سد آب كارون را هدايت مي كرده است. اين سد كه پس از تعميرهاي پشت سر هم تا كنون به جا مانده است «‌بند ميزان » نام دارد. سد داراي سرريزهايي است كه در هنگام بالا آمدن آب اضافي آن را تخليه مي كرده است. پهناي اين سد بين 10 تا 12متر است . ساختن اين سد از سه تا هفت سال طول كشيد و هنگامي كه ساختمان آن پايان يافت . ورودي رود گرگر با بند ديگري بسته شد كه امروزه « بندقيصر » ناميده مي شود . اين سد نيز كه تا كنون به جا مانده از تكه هاي بزرگ سنگي كه با بست هاي آهني به يكديگر محكم شده اند ساخته شده است. براي كنترل آب رودگرگر شش سرريز در آن سد ساخته شده بوده است . كانال گرگر پس از گذشتن نزديك به 30 كيلومتر به سوي جنوب دوباره به كارون مي پيوندد . نشانه هاي موجود چنين مي گويد كه براي آبياري نهرهاي ديگر نيز بر روي اين كانال زده شده بوده است.

به نظر مي رسد كه اين نخستين بار در تاريخ سد سازي است كه براي ساختن سدي بر روي رودخانه اي‌، براي آن كانال انحرافي ساخته اند و به ويژه از ديدگاه مهندسي با توجه به مقدار آب كارون اين خود پروژه با اهميتي به شمار مي رفته است. از كتاب تحفة العالم درباره ساختمان سد شادروان چنين آمده است:
«... ذوالاكتاف بعد از قلع و قمع اعراب به جنگ قيصر كمر بسته او را مغلوب و اسير كرد و به ايران قصد داشت و پس از مؤاخذه و مصادره به او فرمود كه اگر نجات خود را مي خواهي ممالكي را كه از قلمرو من خراب كرده اي بساز و چون شاپور را به عمارت و آبادي شوشتر رغبتي بوفور بود. قيصر التزام نمود كه ابتدا شادروان شوشتر را بسازد و چنان كند كه در حوالي شهر زرع مايي توانند كرد .قيصر چون بر جان خود ايمن گشت ... بفرمود تا مهندسين با فرهنگ ار روم ... و مهندسان بعد از آنكه ترازوي آب را بر‌آورد نمودند ديدند كه به سبب بسياري رودخانه و شدت جريان آب ساختن شادروان محال و زمين رودخانه را سنگ بست نمودن كه ديگر باره عميق نشود ممكن نيست مگر آن كه آب را اولا به طرف ديگر جاري نمايند تا آب از رودخانه منقطع گردد بعد از ساختن زمين رودخانه شادروان باز آب را به اين طرف سردهند و آن رخنه را ببندند...»
در شاهنامه فردوسي اشاره به اين موضوع شده كه سازنده و مهندس شادروان شوشتر شخصي به نام « برانوش » بوده است. ساختمان سد شادروان در زمان شاپور ساساني در 280 ميلادي پس از سه سال عمليات ساختماني به اتمام رسيد. در ساختمان اين سد براي پيوند و پا برجايي سنگ هاي گرانيت به كار برده اند.
بنا به شرح كتاب مجالس المومنين نوشته طبري عمود هاي آهنين كه در سرب قرار داشته نيز در آنجا به كار رفته بوده است.
يكي از بندهاي ديگري كه پس از سد شوشتر ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه هاي آن هنوز هم به چشم مي خورد .درازاي اين سد بيش از 1000 هزار متر بوده و احتمالا 8 متر ضخامت(پهنا)‌داشته است . مقدسي جغرافي دان اسلامي سده سوم هجري درباره سد اهواز چنين مي گويد :« ميان اين دو بخش { اهواز را } پل «‌هندوان » كه با آجر ساخته شده پيوند مي دهد... روي اين نهر {مسرقان } دولاب‌‌هاي بسيار است كه فشار آب آنها را مي گرداند و «‌ناعور »‌خوانده مي شوند.

سپس آب در كاريزها كه در بالا نهاده شده مي آيد ... بستر رودخانه نيز از پشت جزيره اي به اندازه يك صد درس به يك شادروان كه (ديواره اي )از سنگ ساخته شده بر مي خورد و بازگشته (و درياچه مي شود با فواره هاي شگفت انگيز ) و به سد جويبار مي افتد كه به آبادي‌ها مي رود و كشتزارها را سيراب مي كند. ايشان مي گويند:‌اگر شادروان نبود اهواز آباد نبود چه در آن هنگام از آب‌هايش بهره برداري نمي شد. شادروان درهايي دارد كه هنگام افزايش آب آنها را باز مي كنند ... صداي آب سرريز شده از شادروان در بيشتر سال آدمي را از خواب باز مي دارد.»

بند ديگري كه در سده چهارم پس از ميلاد توسط شاپور دوم (و يا احتمالا بازمانده‌اش اردشير دوم ) ساخته شده سد پل گونه دزفول است كه بر روي رودخانه كوفه زده شده و در محل پي پل قرار گرفته بوده است. از زمان ساسانيان نام سد ديگري به نام « بند قير »‌بر روي رودخانه كارون در محل پيوستن دو رود آب گرگر و آب دز به كارون بر جاي مانده كه پس از سدهاي شوشتر و اهواز از مهم ترين سدهاي روي كارون به شمار مي آمده است.چنان كه پيداست نام اين سد نماينده كاربرد « قير » براي آب بندي آن به منظور افزايش پا بر جايي و سختي و استحكام سد بوده است.
پادشاهان و مهندسان ساساني افزون بر ساختن سد بر روي كارون و كرخه در سرزمين عراق امروزي نيز به ساختن سدهايي به ويژه در كرانه شرقي اروند بين سامره و كوت مبادرت كردند . ساسانيان سيستم آبياري رودخانه دياله را گسترش دادند و در پديد آوردن نهرها تا آنجا پيش رفتند كه نياز به مقدار آبي بيشتر از آنچه كه دياله مي توانست بدهد پيش آمد. اين گره به كمك رودخانه اروند گشوده شد ، بدين معني كه ابتدا آب آن را با ابزارهاي بالا بردن آب و سپس با كانال هاي عظيم بالا مي بردند و آن را بدينوسيله به رود دياله سوار مي كردند . گسترش شبكه آبياري در جنوب ايران و بين النهرين در زمان خسرو اول پادشاه ساساني (579 ـ 531 م) به درجه بالاي خود رسيد . يكي از نمونه هاي اين گسترش كانال نهروان بوده است كه از پشت سد بر روي اروند نزديك محلي به نام دور ( (
Dur تغذيه مي شده است . اين كانال بعدها در زمان خلفاي عباسي تعمير شد . كانال نهروان در محل باكوبه (واقع در پنجاه و سه كيلومتري شمال شرقي بغداد و حدود 110 كيلومتري پايين دست سد) به رودخانه دياله مي رسيد.10 نكته جالب توجه آن است كه كانال نهروان و رودخانه دياله در يك سطح و بدون هيچگونه كنترل مجازي به يكديگر مي رسيدند و اين نشان دهنده آن است كه مهندسان ساساني مي توانسته اند جاي سد را طوري برگزينند كه اين جريان و ارتباط طبيعي با دقت انجام گيرد. و اين خود نمايشگر تبحر آنان در پياده كردن نقشه و نقشه برداري ساختمان ها و تأسيسات بوده است. در حدود سي و شش كيلومتري جنوب باكوبه سدي به نام سد بلادي براي كنترل جريان آب در دياله ساخته شده بود كه آب دياله را به داخل كانال كوتاهي (كه در زير بغداد و بالاي تيسفون به اروند مي‌ريخت )‌كنترل مي كرد.
افزودن بر سدها و پل هايي كه شرح آنها آمد از باستان در سرزمين خوزستان بندها، پل ها و سدهاي ديگر نيز ساخته شده بوده است كه به آبياري زمين هاي پيرامون كمك فراوان مي كرده اند برخي از اين سدها عبارت بودند از : 11
ـ سد قلعه رستم ، در 33 كيلومتري شمال شوشتر بر روي كارون كه داراي سه دهنه بزرگ از بالا به پايين بوده است. نهري را كه از اين سه سد آب مي گرفته نهر « جوي بند » و يا « ديم چه » مي گفته اند . درازاي اين نهر آبياري 18 كيلومتر بوده است. ـ
ـ سد شعيبيه : كه در 24 كيلومتري جنوب غربي شوشتر و بر روي رودخانه دز ساخته شده بوده است.
ـ سد كارون : كه در 8 كيلومتري شمال اهواز قرار داشته است.

-سد عجيرب :كه در 36 كيلومتري شوشتر روي رودي با همان نام احداث شده است.

ـ سد كرخه : اين سد در 15 كيلومتري شمال حميديه واقع بوده و پيش تر به آن سد نهر هاشم مي گفته اند.
ـ سد ابوالعباس : در 18 كيلومتري رامهرمز واقع است و از سه دهانه تشكيل مي شده است.
ـ سد ابوالفارس : در جنوب شرقي رامهرمز.
ـ سد جراحي : در 29 كيلومتري جنوب رامهرمز.
يكي ديگر از آثار تاريخي دوران ساساني دژ باستاني ايزد خواست و آثار تاريخي مربوط به آن است. اين آثار كه در راه اصفهان به شيراز در 41 كيلومتري جنوب اصفهان واقع شده شامل قلعه ،‌آتشگاه ، پل ،‌كاروانسرا و سد نزديك آن است . سد ايزد خواست (يزد خواست‌) در ده كيلومتري جنوب دهكده يزد خواست قرار گرفته و درازايش 65 متر و پهناي آن نزديك 6 متر است . از ويژگي هاي اين بند كه تنها بخشي از آن برجاي مانده است ،‌آن است كه اين سد از نوع قوسي بوده است . 12 سد يزد خواست كه مي توان آن را نخستين بند قوسي جهان دانست از بناهاي دوره ساساني است . مصالح ساختماني سد شامل سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج و نماي آن از سنگ تراشيده با اندود ساروج است . چنان كه پيداست اين بند براي جمع كردن آب هاي بهاري و جلوگيري از جريان سيل در منطقه ايزد خواست ساخته شده بوده است.
سد سكندر: درباره ديواره يا سدي كه در تاريخ به نام سد سكندر موسوم گشته نوشته ها و اخبار متعددي ذكر شده است . عده اي معتقدند اسكندر مقدوني در لشگر كشي هاي خود به شرق در منطقه ماوراء النهر بنا به درخواست مردم منطقه كه مرتبا در معرض تهاجم قومي به نام يأجوج و مأجوج بوده اند. اين سد را رد دهانه دره اي بنا مي كند تا جلوي مهاجمان گرفته شود. البته در انتساب بناي مذكور به اسكندر جاي شك فراوان وجود دارد و مي تواند مانند بسياري از داستان هاي تخيلي و ساختگي مربوط به اسكندر مطرود تلقي شود. اسكندر مهاجم با تهاجم سريع خود و مدت كمي كه در اختيار داشته و مرتبا در حال حمله و لشكر كشي بوده ، بعيد است كه چنين كار عظيمي را انجام داده باشد.

بلعمي در ترجمه خود از تاريخ طبري اوايل سده سوم هجري و به نقل از روايت قرآن13كريم ساختن سد يأجوج و مأجوج را به شخصي به نام اسكندر ذوالقرنين منتسب مي داند بر طبق آن مردم ‌از اسكندر مي خواهند برايشان سدي بسازد كه ميان آنها و اقوام مهاجم حايل باشد.
ابوريحان بيروني كه مي خواسته بداند كه محل سد سكندر در كجا بوده است در مورد شخصيت ذوالقرنين چنين نظر مي دهد كه وي يكي از اميران حميدي بوده است. مقدسي نيز در احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم (صفحات 533 تا 538 ) با شرحي مشابه ابوريحان مي نويسد كه ديواره سد پنجاه ذراع كلفتي و بلندي داشته و با خشت هاي آهنين در مس پوشانده شده بوده است. از اين نوع روايت و روايات نظير آن مي توان احتمال داد كه سد موسوم به سد اسكندر نوعي ديواري دفاعي بوده است. علاوه بر سد سكندر در نوشته هاي تاريخي از ديواره هاي دفاعي ديگري نيز كه همگي در منطقه مازندران (طبرستان) ايجاد شده بودند نام برده شده است. اين سد ها يا ديوارها به نام هاي سد تميشه ،‌سد دربند ،‌سد انوشيروان ،‌سد مرو و باب الابواب شهرت يافته اند و احتمال دارد كه سد سكندر يكي از اين پنج ديوار ،‌بوده باشد . رواياتي كه ذكر شد همگي از وجود ديواره هاي دفاعي متعدد در ناحيه شمال خراسان و كناره درياي خزر حكايت مي كند . برخي از اين حفاظ ها به صورت سد يا بندي در دره اي بوده و برخي ديگر نيز به شكل ديواري طويل ازسدي تا سدي ديگر كشيده شده بوده است . سدها و ديواره هاي دفاعي در شمال خراسان براي حفاظت شهرهاي آن سامان از هجوم اقوام وحشي ايجاد شده بوده است. اين ناحيه از ايالت هاي مهم ايران در عصر هخامنشي به شمار مي آمده است و آن طور كه از تاريخ بر مي آيد كشور ايران از زمان كوروش هخامنشي در اين ناحيه همواره در معرض هجوم قبايل وحشي قرار داشته است با توجه به اين كه برخي ذوالقرنين را همان كوروش شاه هخامنشي دانسته اند بعيد نيست كه در آن عصر اقداماتي در دفاع از اين منطقه با ايجاد سدها و ديوارهاي حايل انجام گرفته باشد. اقدامات دفاعي احتمالا از دوره هخامنشيان آغاز شد،‌در عصر اشكانيان هم بنا بر شواهد موجود مانند ديوار دفاعي گرگان و تطابق نظريات باستان شناسي قوت يافت و در دوره ساسانيان نيز تأسيسات مزبور بازسازي شده و مواضعي نيز بدان افزوده گشته است و نيز به احتمال نزديك به يقين مي توان گفت كه اسكندر مقدوني چيزي در آن ناحيه نساخته است !‌نه سبك ساختماني و نه آثار باقيمانده ‌،‌هيچ يك حكايت از چنان اقدامي نمي كند و به طور حتم اسكندر در گذار از سرزميني بيگانه و در مدتي كوتاه نه انگيزه و نه توان انجام چنان كاري را داشته است . ضمن اين كه بعيد به نظر مي رسد كه مردم ايران كه اسكندر در برابر آنها حكم يك مهاجم و اشغالگر را داشت از يك بيگانه چنين درخواستي كنند و او نيز پاسخ دهد. انتساب نام اسكندر به اين بناها و ديگر آثار را بايد انگاره اي نادرست دانست كه به ذهن عوام راه يافته و در برخي نوشته ها نيز مغرضانه و يا نا آگاهانه ظاهر شده است.


.:  ادامه مطلب :.
نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

سد سازي تا قبل از هخامنشيان
سد سازي تا قبل از هخامنشيان

سد سازي يا بند سازي از فعاليت هاي مهندسي به شمار مي رود كه شرايط تاريخي و جغرافيايي خاص مناطق در پيدايش ،‌شكل گيري و گسترش آن سهم به سزايي دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافيايي بنابر ضرورت يا نياز ساكنين آن جا نسبت به ايجاد سد،‌بند يا آبگير اقدام مي كرده اند تا نيازهاي خود در زمينه آبياري و آبرساني را مرتفع سازند. در مناطقي نيز به خاطر پايين بودن سطح آب‌هاي رودخانه ها يا نياز جهت تغيير مسير رود ، سد سازي انجام مي گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و براي نيازهاي كشاورزي و عمراني از آن استفاده كنند.
در ايران نيز به جهت كمبود آب،‌شرايط اقليمي خاص و نيازهاي روزمره آب ماده اي بسيار ارزشمند محسوب مي شده كه اين امر را علاوه بر بندسازي ، سد سازي و آثار به جا مانده مي توان در فرهنگ ايراني و ارزشي كه براي آب قايل مي شدند و حافظه تاريخي مردم ايران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد.
در سرزمين هاي ايران و مصر كه از قديم در معرض سيلاب و طغيان رودخانه ها قرار داشتند‌،ساخت بندهاي متفاوت در طول مسير رودخانه ها و يا مناطق سيل خيز به جلوگيري از خسارات اين گونه طغيان ها كمك فراواني مي كرد.
تاريخ سد سازي در ايران‌،مصر و بين النهرين ( ميان رودان) قدمتي بسيار طولاني دارد و هنوز هم مي توان نشانه هايي از آنها را در اين سرزمين ها يافت. به طور كلي سدسازي و نيز لايروبي و مرمت آنها از دير باز در ايران ديگر سرزمين ها ،‌مانند ساير كارهاي عام المنفعه و پروژه هاي بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهاني كه به امور آباداني و آبادي علاقه بيشتري داشتند انجام مي گرفته است و در اين ميان رونق اقتصادي و پيشرفت آبادي ها و شهرهاي مرتبط با سيستم هاي آبياري و آبرساني نيز بستگي بسيار زيادي با مقوله سد و سد سازي و اهميت حكمرانان به اين مسايل داشته است.

 


نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

جداسازی واژه های بیگانه از زبان ملی ایرانیان
جداسازی واژه های بیگانه از زبان ملی ایرانیان

بیگانه

پارسی

بیگانه

پارسی

وحشی

دد

وصیت , نصیحت

 اندرز

بالاخره

در نهایت , سرانجام

عاصی

اپارون, گنهکار

علمدار

درفشدار

نیشابور

اپرشتر , ابرشهر

تاخیر

درنگ , دیرپای

متصدی , مامور

اپرمان

سلام

درود

بلندی , عظمت , جلال

اپروند , ورجاوند

خلیج فارس

دریای پارس

جاسوس

اپیشه

دریای خزر

کاسپین , آبسکون , مازندران

دشمن شیطان

ادیوه

دریای عمان

دریای مک کران , مکران

فیروز آباد فارس

ارتخشر خوره , اردشیرخوره

مشکل

دشوار

مطلوب

ارتشت

مغشوش , مضطرب

دگرگون

نظامی , مبارز

ارتشتار

نیت خالص

دل سپید

عزیز , شریف

ارجهوت , ارجمند

شجاع

دلاور

ساعد

ارش

زشت , قبیح

دوش

اغفال , اتهام

ارنگ

ملاقات

دیدار

از صمیم قلب

ازدل راستی

عطا کننده

راد , بخشنده

اصطبل

اسپستان

حقیقی , واقعی

راستین

قیم

استور

طریق

راه

حق

اشا , رساتی

مشاور

رایزن

تعالی

افراز

مشاور

رایزنی

دریغ و حسرت

افسوس

قیام

رستاخیز

 معیوب

اک

خلاص شدن

رستن

الان

اکنون

حسادت

رشک

مرداد

امرداد

عملکرد

رفتار

عمومی

امرکان

خلاص شدن

رهایی یافتن

شریک

انباز

ولی , هادی , امام

رهنما

حزب

انجمن

جاری

روان

داخل

اندرون

عالم

روزگار

صغیر

اندک , کوچک

ایام

روزها

غصه دار

اندوهگین , انداکن

صریح , واضح

روشناک

غم انگیز

اندوهناک

حاصل کردن

رویاندن

متفکر

اندیشمند

هوس

ریژ

تفکر

اندیشه

طناب

ریسمان

تصور کردن

انگاشتن

تولد

زادروز

عسل

انگبین

ولادت

زایش , زادروز

قصد , هدف

انگیزه

ذیل

زیر

غیر و ضد ایرانی

انیران

حیات

زیستن , زندگانی

ابلیس , شیطان

اهریمن

عمیق

ژرف

الله

اهورا

بعد

سپس

دارای نیروی خارق العاده

اوجومند

مقدس

سپنتا

مقام وعظمت

اورنگ

موقت , عاریت

سپنج

ودیعه

اوستان

عرش

سپهر

رود جیحون

اوشان

کامل و تمام

سپوریک

نخست

اول

نجم , نجوم

ستاره , اختر

اللهی آمین

ایدون باد

قابل تقدیر

ستایش

الله

ایزد , یزدان

بزرگ , عظیم

سترگ

مقاومت

ایستادگی

اجحاف

ستم

قائم بالذات

ایستاده به خود

صد ستون تخت جمشید

ستیستون - پارسه

استعداد

آتاویه

متعصب

ستیهنده

آذربایجان ( معرب شده )

آتورپاتکان آتروپاتان

حرف , نطق

سخن

صاعقه

آذرخش , ویر

مستقیما

سراسر

مهیا , حاضر , تزئین

آراستن

مفتخر

سرافراز

ساکن

آرامیده

به آخر رسیدن

سرآمدن

راهنما , راهبر

آریاز

منبع , ماخذ

سرچشمه , بن مایه

متاثر کردن

آزردن

محافظ , مدافع

سردار

حرمت , احترام

آزرم

ملک

سرزمین

امتحان , تست

آزمایش , اوزماییشن

آقا

سرور

راحت

آسان

مقامات

سروران

مطمئن

آسوده , ابیم

صدای وجدان

سروش

صدمه

آسیب

لایق

سزاوار , شایسته

غضبناک

آشفته , پریشان

حساس

سنهیشن

واضح , ظاهر

آشکار

منفعت

سود

استعلام

آفراس , آگاهی

منجی , هادی

سوشیانت

تشکر , لطف

آفرین , سپاس

قسم

سوگند

مطلع , مستحضر

آگاه

مرحوم

شادروان

ذیحساب

آمارگر

امر به شادی

شادزی

تعلیم دادن

آموختن

خوشحال

شادمان , خرم

معلم

آموزگار

لایق

شایسته

قصد , عزم

آهنگ

صبر , تحمل

شکیبایی

عیب دار

آهوکناک , آلوده

تعجب

شگفتی

احتراما

با بزرگ داشت

محاسبه

شمارش

موضوع

باره

شهر سلوکیه در کنار دجله

شهر به اردشیر

استیضاح

بازپرسی

تخت جمشید

شهر پارسه

ممنوع کردن

بازداشتن

امیر , سلطان

شهریار , شاهنشه

نتیجه

بازده

نور

شید

مرجوع

بازگشت

عظمت

فر , شکوه , مهی

ارتقاء

بالا بردن , افزایش

بالا

فراز

صبح

بامک , بامدادان

پروسه

فرآیند

واجب , حتما

بایست

تصویر , عکس

فرتور

آرشیو

بایگانی

آخر , نهایت

فرجام

خداحافظ

بدرود

عاقل

فرزانک , دانا

استنتاج

بدست آوردن

ارسال , ارجاع

فرستادن

بی نقصان

بدون کسر , افریوت

ارسال کردن

فرستادن

حسب الامر

بر اساس

مبدا , اصل

فرکان

معادل

برابر

دستور

فرمان

اولویت

برتری

غافل

فرناس

متشخص

برجسته

عنوان

فرنام

صفحه

برگ , رویه

صفات

فروزگان

پروژه

برنامه

لیست

فهرست

کبیر

بزرگ , مهتر

موثر

کارا

منعقد

بسته شده

اثر

کارایی

کثرت

بسیاری

متخصص

کارآزموده

بیشابور در پارس

بشاهپور , وه شاهپور

نقصان

کاستی

اعلیحضرت

بغ

قصد , غرض

کام

بغداد

بغدات

مستقل

کامکار

استعمال

بکاربردن , گماشتن

تخفیف

کاهش

پاراگراف

بند

نزول

کاهش

اصیل

بنیادین , ریشه ای

ثواب

کرفه

صاحب شدن

به دست آوردن

خائن

کژ پیمان

واقعا , حقیقتا

به راستی

انحراف

کژی

معتبر

به نام

احمق

کم خرد , نادان

انشاءالله

به یاری خداوند

اجمال

کوتاه

قیمت , فی

بها

مذهب , دین

کیش

استفاده

بهره بردن , سود جستن

احتمال

گاس

محروم

بی بهره

ملعون

گجستک

غریب

بیگانه

محترم

گرامی

یقینا

بیگمان

تهیه کننده

گرد آورنده

عده نامه

پاتخشر

مدیر

گرداننده

محافظ , حمایت کننده

پاتن

مسلم

گردن نهادن

جزا

پاداش

تعبیر

گزارش

فارس

پارس

مفسر

گزارنده

زاهد , باتقوا

پارسا , اشو

مختصر

گزیده

لقب

پاژ نام

انتخاب

گزینش

جواب

پاسخ

مذاکره

گفتگو

خلوص

پاک , بی آلایش

حدس , ظن

گمان

مطهر

پاک , پاکیه , پاکیزک

وزیر

گنجور

تصفیه

پالایش

ذخیره , خزانه

گنجینه

خلاصه

پالیده

صفت

گواش

طاقت , تحمل

پایاب

گوسفند

گوسپند

آخر

پایان

خاطر نشان کردن

گوش رس کردن

مستحکم

پایدار

منهدم

گوکان

ثابت , راسخ

پایدار , جاودان

منصوب کردن

گوماشتن , گماشتن

اساس

پایه

مختلف

گوناگون

توبه

پتت

نظیر , مثل

ماناک

دفاع

پدافند

میراث

ماندک

مقبول

پذیرفته

انسان مذکر

مرت , مرد

عبادت

پرستش

اموات

مردگان , مورتان

سئوال

پرسش

آدم

مردم , مرتوم

بلوغ

پزاوش

انسانیت

مردمی

تحقیق

پژوهش

حاکم , خلیفه

مرزپان , مرزدار

ذلیل

پست , خوار

مرزنجوش

مرزنگوش

تحسین برانگیز , مقبول

پسندیده

تعمیر

مرمت

خجالت زده

پفشار

الله پرست

مزدیسنا

عرض

پهنا

مسجد

مزگت

عریض , وسیع

پهناور

نهر المسرقان اهواز

مسرکان

معذرت , عذر

پوزش

همانند

مشابه

فصل

پوشینه

اعلامیه

منشور

ظاهر شدن

پیدا کردن , پیتا کردن

خصلت , عقیده , قصد , نیت

منیشن , منش

فاتح

پیروز

بزرگان

مهان

موید باشید

پیروز باشید

مجبت , عطوفت

مهر

عقب تر

پیش تر

دارایی

موجودی

تقدیم

پیشکش

انصاف گری , عدالت

میانجیگری , میانچکیه

گذشته

پیشینه

عدس

میچوک , میشوک

مجسمه , تمثال

پیکر , پتکر

تعرفه

میزان

عهد

پیمان

بی عرضه

نا توان , اناتوک

ضمیمه

پیوست

کفران

نا سپاسی

اتصال

پیوسته

منقرض شدن

نابود شدن

متصل

پیوند , پیوستک

مجبور

ناچار

مغول

تاتار

خود رای

نافرمان , خودسر,اپاچسر

حمله برندگان , اعراب

تازیکان

نعلین , کفش شیخان

نالین

ضایع کردن

تباه کردن

اسم

نام

عرش

تخت گاه

معروف

نامدار , نیکنام , نامور

سطح

تراز

دفتر , کتاب , رساله

نامک

خوف

ترس

عدم ادارک

نایابندگی

همت

تلاش

نزاع , دعوا

نبرد , جنگ

قوی هیکل

تهمتن

اولین

نخستین

دقت

تیزبینی

ماوراالطبیعه

نروک , نیروی بزرگ

مدائن

تیسپون , تیسفون

کتاب

نسک

بحث

جستار

ولایات

نسنگ

تعقیب کردن

جستن , یافتن

آرم

نشان

عالم

جهان , گیتی

آدرس

نشانی

موعظه

چاشش

بازرسی

نظارت

ارتفاع

چکات

جان گویا

نفس ناطقه

قصیده

چکامه

موارد

نکته ها

معنی

چم

نظر , عقیده

نگرش

حلقه

چنبره

شاخص

نمودار

کمیت

چندی

گذاشتن

نهادن

کیفیت

چونی

خفا , مخفی

نهان

دریاچه ارومیه

چیچست

پایان

نهایت

علت , تعبیر , معنی

چم

شراب

نوشاک , می

پل صراط

چینوت پل

مکتوب

نوشته شده

غضب

خشم

جد , اجداد

نیاکان , نیا

عصبانی

خشمگین

غلاف

نیام

راحتی , نشاط

خشنوتره , شادی , رامش

احسان کردن

نیکی کردن

مطالعه

خواندن

عادت , قاعده

نیهاتک

شفاعت

خواهش گری

مساوی , معادل

هاوند

مستدعی

خواهشمند

هم عقیده

همداستان

مغرور , متکبر

خودپسند , اپرتن

معطل کردن

هیشتن

مستبد

خودکامه

بر عکس

واژگونه

راضی

خورسند

لغت

واژه

وظیفه

خویشکاری

قاعدگی زنانه

ورتیکه

قاضیان

داتکان

مقدس الهی

ورجاوند , انوشه

قضایی

دادرسی

رقص

وشت

اموال

داراک

تعلیم دادن

ویچیستن

مشروح , مطبوع

دارمک

منظم کردن , به نظم در آوردن

ویراست , ویرایش

قصه

داستان

خصوص

ویژه

علم

دانش

هجوم , حمله

یورش

قاضی

داور


نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

تاریخ , فرهنگ
جستارهای گوناگون

تاریخ , فرهنگ , هنر , ادبیات

شخصیت های بزرگ تاریخ ایران

ایران شناسی , اقوام شناسی

زبانشناسی , واژه نامه , نامنامه

سروده هاي ملی و ميهني ايران زمين سرای سپنج و سرای جاوید از دید بزرگان پندها , اندرزها و سخنان بزرگان ایران مرزهای طبیعی , سیاسی و نژادی ایران فرهنگ نامهای اصیل و باستانی ايران
تراژدي رستاخيز شهرياران ايران آنچه ایران به جهان آموخت واپسین سخنان ابر مرد ایران و جهان تاریخچه نام و پیدایش سرزمین ایران نام نامه برای سازمانها ٫ ساختمانها
توطئه خلیج فارس و جزایر سه گانه ایران ایران زمین گهواره عرفان و تصوف مولانا جلال الدین محمد بلخی پدر عرفان تقدس سرزمین ٫ فرهنگ و تمدن ایران زبانهای کهن و میانه ایران زمین
خلیج فارس خط قرمز ملت ایران روانشناسی در ایران باستان ظهور زرتشت , فحشا در یونان باستان تفاوت ملیت و قومیت ایرانیان  گویشها و زبانهای کنونی ایران
توطئه شوم انگلستان و آمريکا  PDFمتن کامل گاتهاي اشو زرتشت گذری بر زندگی بابک خرم دین تاریخچه گاهشماری و تقویم در ایران سخنی چند پیرامون زبانهای ایران
فیلم موهن 300 و ننگی دیگر از آمریکا PDFچند حکایت آموزنده ایرانی حکیم  فیلسوف عمر خیام نیشابوری   تاریخ و فرهنگ خراسان بزرگ گذري بر تاريخچه خط در ايران
گسترده ترین لینکستان سایتهای تاریخی PDFادبیات و موسیقی غنی کردی گذری بر زندگی فردوسی بزرگ تاریخ و فرهنگ کردستان بزرگ PDFتاریخچه زبان آذربایجان
ایران سرزمین همیشگی آریایی ها PDFپیره میرد شاعر بزرگ کورد عطار نیشابوری عارف بزرگ ایرانی آئين پيرشاليار ( شهريار) در کوردستان PDFملاحظلاتی درباره زبان آذری
هشدار به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس PDFفرهنگ غنی کوردی و کردستان باباطاهر عریان همدانی , عارف ایرانی بازیهای محلی و موسیقی هورامانات کردستان کنفرانس چگونگی ورود زبان تورکی آذربایجانی به ایران
نیازمندیهای کنونی ارتش ایران PDFمتن پهلوی کارنامه اردشير بابکان نادر شاه بزرگ دلاور مرد ایران زمین

 پيشينه تمدن مادها (آذربايجان-كردستان)

PDFآذری یا زبان باستانی آذربایجان
از سرزمینهای آران تا آذربایجان-آتروپاتکان PDFدانشگاه گندی شاپوریاجندی شاپور حماسه  عاشقانه ویس و رامین تاریخ و فرهنگ کرمانشاه یا کرمانشاهان PDFواژه هاي کهن آذري
تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایران PDFهفت سين  یادگاری از ایران باستان حماسه  عاشقانه خسرو و شیرین  kurdistan map نقشه کردستان بزرگ PDF نامنامه کردي کوردستان
بابک خرمدين و پانترکها PDFمنشور حقوق بشر کورش بزرگ PDFکورش بزرگ از دید بزرگان جهان کتیبه ارزشمند کن چرمی در کردستان زبان فارسی در تاجیکستان
تجزیه طلبی و پان ترکیسم ٫ عوامل درونی یا بیرونی ؟ PDFآئین بدرود با گذشتگان تاریخ گزنوفون-کوروپدیا-زندگی PDFکوروش بزرگ-به زبان انگلیسی PDFاقوام ايراني ماد 1 مشکلات زبان در تاجیکستان
کردستان و آذربایجان قلب طپنده ایران زمین يورش اعراب وحشی به ايران حکیم نظامی گنجوی و تجزیه طلبان PDFاقوام ايراني ماد 2 جایگاه زبان پارسی در ازبکستان
PDFچگونه سرزمین آران آذربایجان شد فرتورهای سرزمین ایران زنده یاد دکتر محمد مصدق

تالش و جمهوری نامشروع آذربایجان

قدمت زبان پارسي باستان
PDFسکولاريزم و انديشه ايراني PDFتالشيان روسپيدان تاريخ ايران خـواجه نصیر الدیـن طوسى تاریخ و فرهنگ آذربایجان یا آذرآبادگان PDFواژه هاي پارسي در انگليسي
WMAموسیقی ای ایران به زبان زرتشتي PDFجشن يلدا و کريسمس ناصرخسرو قباديانى جمهوری آذربایجان یا ایران شمالی؟    پارسي سخن بگوييم
مقايسه پادشاهي و جمهوري PDFنوروز در آران قفقاز ایران ابوريحان محمد بن احمد بيرونى PDFتالش و اقوام مادها سلجوقیان و گسترش زبان فارسی
فردوسى و شاهنامه او در ادبيات ارمنى‏ تمدن پادشاهي از ديد بزرگان شادروان پرفسور دكتر محمود حسابي جشن های ایرانی و سپندارمزگان PDFواژه نامه زبان پارسی
مقام زن در شاهنامه فردوسی سفال نماد فرهنگ و هنر ایرانی گفتار پادشاهان بزرگ ايران زمين PDF تاریخ و فرهنگ بوخت اردشیربوشهر زبان پارسی در چشم‌انداز تاريخي
تراژدى و تضاد تراژيك در شاهنامه PDFمهر ايراني   رضا شاه پهلوی تاریخ و فرهنگ سیستان و بلوچستان-مکران فرهنگ ایران و زبان پارسی در قزاقستان
گوشه ای از هنر فردوسی بزرگ PDFچهارشنبه سوري در تالش شاه عباس کبیر صفویه تاریخ و فرهنگ لرستان  دساتير از ديد استاد ابراهيم پورداوود
زبان فردوسى و زبان ما پارسیان هند حافظان نبشته های کهن شمس الدین محمد حافظ - لسان الغیب PDFروزهاي کهن و اصيل ايراني زبان اوستایی سرزمین خوارزم
کیومرث در دیدگان فردوسی بزرگ تعلیم و تربیت نزد ارمنیان شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی تاریخ و فرهنگ خوزستان - سوزیانا PDFواژه نامک پهلوی - اوستایی
تأثير كوشان‏ها در تشكيل حماسه ملی ایران PDFاندرز انوشه روان آذرباد مارسپندان ستارخان سردار ملی PDFتاریخچه خلیج فارس یا دریای پارس

الفباي اوستا يا دين دبيري

PDF اندیشه قدما از وطن چیست ؟ PDFپند نامه بزرگمهر يا بوذرجمهر باقر خان سالار ملی آتشکده ها و مکانهاي مقدس ايران پیرامون زبان باستانی و فرهنگ غنی تالشی
PDFميهن چيست ؟  PDFتاریخچه پزشکی در ایران باستان میرزاتقی‌خان امیرکبیر PDFتاریخچه پرچم ایران و درفش کاویانی  
PDFنيايش پارسي درگذشتگان PDFپیدایش شاه بهرام ورجاوند محمدبن زکریای رازی دانشمند ایرانی نقشه های ایران باستان و امپراتوری ایران  
آثار باستاني را ویران مکنید     PDFدیوان شمس الدین محمد حافظ رودکی سمرقندی PDFبرخي آداب و رسوم و فرهنگ ايرانيان  
JPGاندرز آریوبرزن به اسکندر گجستک PDFگلستان سعدی بزرگوار PDFزنان بزرگ تاريخ ايران PDFگنجينه و لیست کتابهای ایرانشناسی  
تاريک خواهان تاريخ PDFفلسفه آتش مقدس ایرانیان خیزش کاوه آهنگر تاریخ و فرهنگ سرزمین بحرین  
PDFتاثیر گاتها بر دانش جهان نقش خورشید و مهر در ایران و هند استاد علی اکبر دهخدا اقوام ایرانی اوستیایی ساکن قفقاز  
هفته نامه میثاق پیروان الحاق ایران شمالی فلسفه گاتها و اهورامزدا صائب تبریزی PDFزمان جشنهاي ايران زمين  
شاهنشاهی داریوش سوم و اسکندر گجستک PDFکلمات قصار و نسک یا متون پهلوي مرداویج سردار بزرگ ایران ریشه واژه عجم و پیدایش آن  
والنتاین بیگانه یا جشن سپندارمذگان ایران؟ نمودار تاریخ ایران پیش از اسلام ابومسلم خراسانی فرهنگ و آداب و رسوم ایل قشقایی  
PDF جمشيد شاه و سکولاريزم آينده ايران از ديد جاماسب ارد بزرگ نفوذ تمدن ایران در شبه قاره  
PDFتندیس کوروش بزرگ در امریکا ZIP مثنوی مولوی جلال الدین محمد بلخی استاد ابوالحسن صدیقی پارسیان هند و نگهداری از فرهنگ ایران  
PDFاعلامیه جهانی سازمان ملل متحد دانلود انيميشن سه فروزه آسماني ايران انوشیروان دادگر-عادل ساسانی تاریخچه سه هزار ساله دریانوردی ایران  
دانلود تقویم برای ایرانیان دانلود انيميشن خاك اهورايي ايران كلنل محمد تقي خان پسيان سردار ايران  آداب و رسوم اعراب ایران  
PDFصلیب شکسته یا چلیپای ایرانی دانلود انيميشن يتااهو زرتشتيان

بزرگمهر یا برزویه طبیب

PDFفره وشي و فروهر نماد ملی ایران  
رویای دست نیافتنی عده ای پانترک PDFشاهنامه  فردوسی بزرگ - انگلیسی  JPG ابوريحان بيروني  سرزمین و اقوام گرجی ایران  
PDFچکامه آرش کمانگیر CHFشاهنامه سترگ فردوسی بزرگ   دایره المعارف مشاهیر ایران زمین استان ایرانی مرو در ترکمنستان  
نرم افزار جستجوی نقشه ایران

هفتخوان رستم و هفتخوان اسفنديار

ابن سینا-شیخ الرئیس ابو علی سینا شهرستانهای ایرانی قفقاز  
سالگرد قرارداد ننگین ترکمنچای نبرد رستم و سهراب PDF مازیار سردار بزرگ ايران تاريخ و فرهنگ بختياري ها   
کاریکاتورهای ایرانی سند ارتباط آذربایجان و شاهنامه PDFداريوش بزرگ هخامنشی  

ایرانشناسی و پیوستگی فرهنگی در ارمنستان

 
PPS زندگی مدرن و مغایرتهای اخلاقی آن درﺁمدي بر ادبيات مرثيه توركي آذربایجان استاد دکتر فریدون جنیدی

كهگيلويه و بويراحمد مهد اسطوره ها

 
 Arabian Gulf !! الخلیج العربی PDFسخنان رستم فرخزاد به برادرش محسن پزشکپور بنیانگذار پان ایرانیسم مکانهاي دیدنی و باستاني ایران  
منشور پایگاه ایرانشناسی آريارمن جشن ملی نوروز در شاهنامه فردوسی شادروان سید احمد کسروی تبریزی PDFتاریخچه جشن کهن چهارشنبه سوري  

نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

بحرین دریای مروارید و نفت

بحرین دریای مروارید و نفت

بحرین از دید ثروت نسبت به وسعت و جمعیتش بسیار غنی و حتی در خاورمیانه دارای مقامی والا می باشد . همین امر مهم ترین دلیل توطئه بیگانگان بر ضد این جزیزه ایرانی گشت تا آن را از ایران بزرگ جدا سازند و پادشاهان بی لیاقت و دست نشانده انگلستان و آمریکا را در آنجا روی کار آورند تا سرمایه های بیکران این سرمین را به یغما ببرند . مروارید بحرین در خاورمیانه زبان زد است . از دیدگاه طبقه بندی نوع مروارید ها میتواند اینگونه دسته بندی نمود :

مروارید جیون یا مروارید غلطان که رنگش سفید مایل به سرخ است و بسیار گرانبها می باشد

مروارید سفید تمایل به سرخی زیاد

مروارید سفید و سبز مخلوط

مروارید برنک شیشه آسمانی یا کبود

مروارید خشن و درشت که نباتی نام دارد

تا سال 1920 میلادی مروارید تنها منبع درآمد مردمان بحرین بود . ولی پس از آن با کشف نفت چهره شهر تغییر یافت و ثروتهای بسیاری نصیب مردم گشت . همگان بر این باورند که بحرین از ثروت مندترین شهرهای نفت خیز جهان است . در سال 1920 شرکت انگلیسی سندیکای شرق به ثبت رسید و جهت چپاول ثروت خاورمیانه راهی این سوی جهان شد . یکی از مدیران این شرکت شخی به نام هومز بود بود


.:  ادامه مطلب :.
نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

نهضت ایرانیان در بحرین ( پس از اسلام )
نهضت ایرانیان در بحرین ( پس از اسلام )

در زمان خلفای راشدین بخشی های بسیاری از ایران بر ضد حکومت اسلامی قیام کردند تا حکومت تازی را در ایران پایان دهند . این افراد خوارج نام گرفتند که بسیاری شان از مردمان ایران بودند و برخی دیگر عرب . در سال 72 هجری بحرین حکمران بحرین به نام "ابوفدیک خارجی" از اطاعت بنی امیه سرباز زد . ولی سال بعد عبدالملک بن مروان سپاهی راهی بحرین کرد و آنان را سرکوب نمود . پس از واقعه در سال 105 هجری مسعود عبدی بر ضد خلیفه قیام کرد . و بحرین را تحت کنترل خود درآورد . وی نوزده سال مستقل بر بحرین حکمرانی نمود ولی درسرانجام توسط سفیان بن عمرو کشته شد . قرامطه خوارجی بودند که پس از این واقعه در بحرین و عربستان سر به شورش نهادند . پیشوای اینان ابوطاهر ابوسعد حسنی جنابی بود که جصار شهر لحصا را در بحرین ایجاد نمود . در سال 443 هجری ناصر خسرو به بحرین سفر نمود . مردم آنجا را عموما قرامطی و همگی ایرانی توصیف کرده است . وی می نویسد :


.:  ادامه مطلب :.
نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

تاریخ بحرین پیش از اسلام

بحرین نام مجموعه جزایری ایرانی است ک در جنوب غربی ایران قرار دارد و در غرب کشور قطر واقع شده است . نام جزایر دیگر بحرین به این شرح است : منامه - محرق - ام نعسان - ستره - ام الشجر - ام الشجیر - بنی صالح - بکا - حوار - حاله البیض . بحرین دارای محصولات بسیاری از قبیل برنج - انار - لیمو - گردو - مرکبات - موز - بادام - تمرهندی - انبه می باشد . مردم جزیره بحرین تا پیش از استقلال بیش از 2/3 ایرانی شیعه مذهب و پارسی زبان بوده اند . متاسفانه پس از جدا شدن با یاری کشورهای عربی و انگلستان هویت ایرانی آنجا را تعدیل دادند و عربهای بسیاری را راهی بحرین نمودند تا هرگونه ارتباط با ایران و هویت ایرانی را تکذیب کنند . همینطور ایرانیان بسیاری مجبور به کوچ به سواحل خلیج فارس شدند ولی تاریخ و اسناد ملی بسیاری که بر جای مانده است همه تلاشهای کشورهای بدوی عرب را بی نتیجه می گذارد و ایرانی بودن بحرین را اثبات میکند . روزگاری نه چندان دور پول ایران با ارزشترین پول بحرین بود ولی انگستان پول خود را جایگزین آن نمود . شهر منامه پرجمعیت ترین شهر بحرین است . بسیاری از مناطق بحرین نامهای ایرانی دارد منجمله : توبلی - دراز - توری - دمستان - سبز - شاخوره - فارسیه - کرانه - کرزکان - مرخ - مروزان - نویدرات که همگی مشتق شده زبان پارسی هستند .بیشتر مورخان عرب بر این باور هستند که نخستین شهری از ایران که توسط سپاه اسلام گشوده شده بحرین است .


.:  ادامه مطلب :.
نويسنده :  FARRANG | لينک ثابت || موضوع: دانستنی ها |  

تاریخچه سرزمین ایرانی بحرین

در کشاش این دنیای پهناور و کهن هر زمان که ایران و ایرانی قدرتمند بوده است بسیار با سعادت و سرافرازبوده است و در هیچ کجای تاریخش یاد ندارد که بی دلیل به کشوری بیگانه یا دور دست حمله کند و آنجا را مورد تاخت و تاز و کشتار قرار دهد . هیچگاه قدرتش باعث سواستفاده برای تجاوز به کشورهای دیگر نشده است . دقیقا عکس این قضیه نیز برای ایران عزیز ما صادق است . هرزگاهی که حکومتهای نالایق بر روی کار آمده اند و منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح دادند سایه شوم توطئه بیگانگان - انحطاط و تجاوز های پی در پی به ایران را شاهد بوده ایم . آن زمانهایی که انوشیروان دادگر - کوروش بزرگ - داریوش بزرگ - خشایارشا - بهرام گور - تیرداد بزرگ - مهرداد بزرگ - یعقوب لیث رویگر - اسماعیل سامانی - اردشیر بابکان - نادرشاه افشار - رضا شاه بزرگ و دیگر میهن پرستان ایران بر مسند قدرت نشستند ایران و ایرانی سرافراز در جهان رخ نمایی کرده است . ولی شوربختانه هنگامی که شاهان مستبد - هرزه و میهن فروشی مانند شاه سلطان حسین ها و محمد علیشاه ها بر ایران حکمرانی کردند ایران مورد یورش بیگانگان قرار گرفت و سراشیبی سقوط را به سرعت طی کرد . اینک بحث بر سر جزیره ایرانی بحرین است . سرزمینی که از دیرباز بخشی لاینفک از ایران ما بوده است . از آنجایی که استعمار پیر انگلستان و روس بی درنگ سایه شومش بر ایران اهورایی ما رخ نمایی کرده است بحرین این جزیره ایرانی را با هزاران توطئه و فریب از بدنه ایران ما جدا کردند . اینک بخشهایی از آنچه که ما به عنوان دلایل مستند و منطقی جهت اثبات هویت ملی ایرانی بحرین می شناسیم بیان میکنیم . بحرین در زمان نخست وزیری هویدا در حکومت پهلوی با توطئه گسترده انگلستان از ایران جددا شد . البته در مجلس شورای ملی این امر به صورت قانون تصویب نشد که این به منزله غیر مردمی بودن این حرکت است . انگلس